العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

564

شرح كشف المراد ( فارسى )

نيست و هر چيزى كه اين دو صفت را داشته باشد اسقاط او جايز بلكه حسن است پس اسقاط عقاب در بعض موارد حسن است و هر چيزى هم كه حسن باشد پس واقع هم خواهد شد . 3 - اسقاط عقاب احسان است و هر احسانى حسن است پس اسقاط عقاب حسن است . و امّا دلائل سمعى بر وقوع عفو : الف : قرآن مىگويد : إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ « » در اين آيه دو حكم بيان شده : 1 - خدا از گناه شرك نمىگذرد و او را نمىبخشد . 2 - پائين‌تر از شرك هر نوع گناهى را مىآمرزد امّا براى هر كسى كه مشيت خدا تعلق بگيرد . حال اين دو حكم از دو حال خارج نيست : 1 - يا با توبه و پس از توبه اين دو حكم هست . 2 - و يا بدون توبه . احتمال اول باطل است چون پس از توبه هر گناهى حتى شرك هم آمرزيده مىشود پس احتمال ثانى معين مىشود وانگهى پس از توبه آمرزش معاصى حتى الشرك بر خداوند واجب و لازم است درحالىكه در آيه شريفه سخن از وجوب مغفرت نيست چون آيه آمرزش را بر مشيت معلق ساخته و فرموده : لمن يشاء و وجوب بر مشيت معلق نمىشود پس بايد گفت مراد آيه گناهانى است كه واجب المغفرة نيستند و آنها معاصى كبيره بدون توبه است . ب : و نيز قرآن مىگويد : وَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى ظُلْمِهِمْ . كيفيت استدلال : در كلمه على دو احتمال هست :